الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

22

منطق مقارن (فارسى)

معنادار و با توجه و قصد مىباشد و اين همان بيان است كه خداوند با تعبير " عَلَّمَهُ الْبَيانَ - الرحمن آيه 4 " آن را مختص انسان قرار داده و بنابراين اطلاق آن بر غير انسان از روى مسامحه است ، زيرا هر صوتى را كه از دهان خارج شود ، نطق نمىگويند . اشتباه نشود ، ما در صدد انكار اين‌كه تفكر و درك كليات ، تعريف انسان است ، نيستيم ، بلكه شايد تعريف صحيح انسان همان باشد چنان كه ارسطو و سقراط از انسان به " نوس " - نفس متفكر - تعبير نموده‌اند . نه سخن اين نيست ، بلكه اين است كه نطق به اين معنى نيست . 2 - با توجه به آنچه تا به حال گفته‌ايم ، تعريف منطق روشن مىشود و آن عبارت است از : " قانونى « 1 » كه ذهن را از خطاى در تفكر باز دارد « 2 » از بيانات گذشته ضمنا ملاك احتياج به منطق " در علوم و محاورات " روشن شد . - نجات ذهن از اشتباهات فكرى - لكن عده زيادى با اين مطلب مخالفت ورزيده و گفته‌اند : منطق بىفايده است تا آنجا كه بعضى از افكار متحجر آن را تحريم نموده‌اند . بطور كلى شبهات مخالفين را مىشود در سه امر خلاصه كرد :

--> ( 1 ) - ساير تعاريف منطق نيز به همين تعريف برمىگردد ، مانند تعبير ابن سينا در جايى از " اشارات " به اينكه منطق عبارت است از علمى كه در آن انواع انتقال از امور حاصله در ذهن ، به امورى كه در پى حصول آن هستيم ، دانسته مىشود و در منطق المشرقين " گويد : منطق علمى است كه ما را براى رفتن به سوى مطالب مجهول راهنمايى مىكند و همچنين ساير تعاريف منطقيان . ( 2 ) - آوردن كلمه " مراعات " در تعريف منطق - چنان كه بسيارى چنين كرده‌اند - و گفته‌اند : منطق عبارت است از قانونى كه مراعات آن ، ذهن را از خطاى فكرى بازدارد ، لازم نيست ، زيرا صرف اقتضاء مصحح نسبت است و همين‌كه اين قانون اقتضاى چنين نتيجه‌اى را دارد ، در نسبت كافى است . به مقصود الطالب ص 69 " مراجعه كنيد .